هی نفس تو میزند، عطــــــر لبت دهان من
طعم خوش لبان توست ، بوی خوش دهان من
درد مده مرا بیا ، بین که چه تاجـــــــــــرم ز تو
ناز تو شد تجـــــــــارتم ، این همه ارمغان من.
ب س م 90.8.21
هی نفس تو میزند، عطــــــر لبت دهان من
طعم خوش لبان توست ، بوی خوش دهان من
درد مده مرا بیا ، بین که چه تاجـــــــــــرم ز تو
ناز تو شد تجـــــــــارتم ، این همه ارمغان من.
ب س م 90.8.21
ای صبح کرده صدایت با طلوع عشق
من تشنه ام هنوز به دو کام دگر ز عشق
آن تشنگی زجان لبم در نرفته است
برجان خسته من ریز زآن خیال عشق
.ب س م 90.8.18
سلام ستاره
کوچکترین قلب آسمان کودکی ام
سلام ابر
بزرگترین بالش خوابهای کودکی ام
سلام آبهای جاری که اصواتتان برای من همیشه گیست
سلام چکاوک تنهایی ام درون قفس انتظار رهایی
به راستی صدای تو اگر نبود
بالهایت این زمان چقدر خوب به آبی آسمان پرگشوده بود
سلام تنهایی کلاغهای همیشه آزاد
سیاه ترین نقطه که آبروی رنگ سپیدی ست !
سلام رسیده ای که انتظار ما رسیدن تو بود
واز تو هیچ انتظار بودنی میان ما نبود ؟!
سلام مرگ ! سلام!
که بهترین برای رفتن از کنار این زمانه ای.
ب س م ۸۹
خوب گوش کن
این یک زایش ست
زایش درد به همراه درد
گوش کن
چون کوره ای دهان بسته ام
گداخته
در حد ذوب کردن خویش
و هنوز برای گشودن روزه سکوتم
طعامی دندان گیر نیافته ام
واز مرگ ماهی ام
در نهر یاد بود خاطرات
آنجا که یاد آورد هیجانات درون ست
وحشت دارم!
هنوز آسمان گرفته سر باریدن ندارد
و من
چون مترسکان مزارع دیم
چشمانم را
چشمان گود رفته ام را
به آسمان دوخته ام
حال بنگر چگونه راه آبی که مرا به تو پیوند میزند مسدود کرده اند
ای ماهی طلایی دستهای من
هنگام عبور از نــــهر های باز
" با من ســـخن بگو "
زیرا
من گوشم به زنگ آشنای صدای توست
ای ماهی سکوت
با من بگــــو
خشکسال عطش از کی آغاز می شود ؟!
ب س م 87
کف اتاقم
روی گلیمم
دستی به روی شـــانه ماه ات
و
شعری که شب مرا به تـــو پیو ند می زند !
ب س م 87