اما اینجا کجاست ؟
شاید اینجا اخترک ب۶۱۲ شازده کوچولو نباشه اما میشه یه چیزایی رو که اهل اخترک ب۶۱۲ خوب باش خو داشتن رو توش پیدا کرد شایدم همه آدما یه روزی به یاد اخترکشون بیفتن و... البته شاید هم خیلی ها دوس نداشته باشن یادشون بیاد که از اخترک شون جدا شدن و زمینی شدن! خوب!؟ یادمونه یا نه!؟ این اخترک رو من کشف کردم شاید کشف شده بوده و من کتابای تاریخ و جغرافیام رو ورق نزدم.
اینجا همونجایی که مامانا و بابا ها بابچه هاشون میان چیز یاد بگیرن !! چی ؟!راستش نمی دونم اینجارو باید مهد کودک بدونم یا مهد آدم بزرگا یی که می دونن یه چیزی رو یه روز ی یه جایی جا گذاشتن و هنوز و هر روز پی ش می گردن! شاید چیزی که داراش بودن و امروز دنبالش می گردن،
حالا خوبه که می گردن !! این آدم بزرگا آدم بزرگا ...

آه جانسوز مرا بشنو دریاب که ما همه از سوز درون می سوزیم !
نه !! وا ویلتا و ای کاش و دریغ نمی کنن اینجا یاد می گیرند که اگه نمی دونستن کودکی چیه، اگه برخورد با کودکشو نو باید تصحح کنن ، پس آموزش می بینن و از اینکه می تونن نتیجش رو خودشون حس کنن لذت می برن!!
اما اینجا کجاست ؟
اینجا مهد آفتابگردانه و یه طبقه بالا تر هم موسسه رشد کودکان آسیا اینه که بچه ها، مامانا و باباها با هم میان مهد !!
در خصوص عکسام
باید بگم هر وقت میرم اون تو و برمی گردم !!؟؟... د آآآم! !! یه چیزی!؟ می خوره تو ملاجم ! می فهمم؛ بازم یادم رفته بود توجه کنم بهش همون خرگوشه !! تو ورودی مهد هم رخت آو یزشون فوق العاده جذابه برام اون همه چیزهای آویزی از پوست پسته بگیر تا انواع لیمو ترش و فلفل و میوه های آفرقایی !! بالاخره اینجور یاس یه اخترکه ، شاید بعدا بیشتر براتون ازش بگم !
+ نوشته شده توسط بابک سهیلی منش در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت
13:6 |